یک فرقی که میان آدمی و دیگر حیوان هاست
(توجه داشته باشید که نگارنده به اصل
یک فرقی که میان آدمی و دیگر حیوان هاست (توجه داشته باشید که نگارنده به اصل حیوان بودن انسان اعتقاد می دارد!) این امر است که نمی شود یکهو آدمی سرش را پایان بگذارد و بسان یک چهارپا ناپدید گردد! البته اگر بخواهیم واقع بینانه در این نکته تامل کنیم در می یابیم که همواره تمامی حیوان ها به دلیلی سرشان را ول می دهند به سویی؛ خواه آن حیوان یک فیل باشد یا یک الاغ!… اما این انسان ها می باشند که همواره توانایی بی دلیل گم و گور شدن را دارا می باشند! حال آنکه دیگر آدمیانی هستند که از آن فرد گم و گور شده انتظاراتی دارند (که این روال زندگی پر ضابطه می باشد!) که مثلا بیاید و بگوید که دلیل گم و گور شدن اش چیست و از این دست خزغبلات…بنده اما این دیگر آدمیان به هیچ کجایم هم نمی باشند که بخواهم در مقام پاسخگویی بهشان لحظه ای تامل نمایم!… زیرا از خصایل نکویی که دارا می باشم این جنون آنی ست که هرگاه گریبان گیرم می شود خالی از احساس می شوم و بس…!
حال اینکه چرا از برای پاسخگویی به سوالات بیشمار ذهن هوا خواهنم (دلگرمی کاذب)
دست به سیاه نمودن این صفحه برده ام، دلیلی دارد غیر آنکه بدان می اندیشید!…
چرندیاتی که در زیر می آید گله های کوچکی از بیشمار گله های قلبم می باشد…
انسان اعتقاد می دارد!) این امر است که نمی شود یکهو آدمی سرش را پایان بگذارد و بسان یک چهارپا ناپدید گردد! البته اگر بخواهیم واقع بینانه در این نکته تامل کنیم در می یابیم که همواره تمامی حیوان ها به دلیلی سرشان را ول می دهند به سویی؛ خواه آن حیوان یک فیل باشد یا یک الاغ!… اما این انسان ها می باشند که همواره توانایی بی دلیل گم و گور شدن را دارا می باشند! حال آنکه دیگر آدمیانی هستند که از آن فرد گم و گور شده انتظاراتی دارند (که این روال زندگی پر ضابطه می باشد!) که مثلا بیاید و بگوید که دلیل گم و گور شدن اش چیست و از این دست خزغبلات…
بنده اما این دیگر آدمیان به هیچ کجایم هم نمی باشند که بخواهم در مقام پاسخگویی بهشان لحظه ای تامل نمایم!… زیرا از خصایل نکویی که دارا می باشم این جنون آنی ست که هرگاه گریبان گیرم می شود خالی از احساس می شوم و بس…!
حال اینکه چرا از برای پاسخگویی به سوالات بیشمار ذهن هوا خواهنم (دلگرمی کاذب)
دست به سیاه نمودن این صفحه برده ام، دلیلی دارد غیر آنکه بدان می اندیشید!…
چرندیاتی که در زیر می آید گله های کوچکی از بیشمار گله های قلبم می باشد…
(توجه داشته باشید که نگارنده به اصل حیوان بودن انسان اعتقاد می دارد!) این امر است که نمی شود یکهو آدمی سرش را پایان بگذارد و بسان یک چهارپا ناپدید گردد! البته اگر بخواهیم واقع بینانه در این نکته تامل کنیم در می یابیم که همواره تمامی حیوان ها به دلیلی سرشان را ول می دهند به سویی؛ خواه آن حیوان یک فیل باشد یا یک الاغ!… اما این انسان ها می باشند که همواره توانایی بی دلیل گم و گور شدن را دارا می باشند! حال آنکه دیگر آدمیانی هستند که از آن فرد گم و گور شده انتظاراتی دارند (که این روال زندگی پر ضابطه می باشد!) که مثلا بیاید و بگوید که دلیل گم و گور شدن اش چیست و از این دست خزغبلات…
بنده اما این دیگر آدمیان به هیچ کجایم هم نمی باشند که بخواهم در مقام پاسخگویی بهشان لحظه ای تامل نمایم!… زیرا از خصایل نکویی که دارا می باشم این جنون آنی ست که هرگاه گریبان گیرم می شود خالی از احساس می شوم و بس…!
حال اینکه چرا از برای پاسخگویی به سوالات بیشمار ذهن هوا خواهنم (دلگرمی کاذب)
دست به سیاه نمودن این صفحه برده ام، دلیلی دارد غیر آنکه بدان می اندیشید!…
چرندیاتی که در زیر می آید گله های کوچکی از بیشمار گله های قلبم می باشد…
گفتوگوها
هنوز دیدگاهی داده نشده است.